تبلیغات
قلب آسمانی - مدیریت احساس چیست ؟
تاریخ : پنجشنبه 5 تیر 1393 | 05:27 ب.ظ | نویسنده : ::heavenly ::

روانشناسان معتقدند در وجود انسان سه احساس اصلی وجود دارد : عصبانیت ، ترس و غم كه كنترل دقیق این سه احساس منجر به بروز سایر احساسات از جمله شادی ،‌ نا امیدی ،‌ حسادت و غیره می شود .

خواص احساسات اصلی :

عصبانیت : احساس قدرت به ما می دهد ( در موارد لازم از حریم خود دفاع می كینم )

ترس : احساس امنیت و انرژی به ما می دهد . ( در هنگام رانندگی یا گذر از خیابان احتیاط می كنیم تا سالم بمانیم در نتیجه احساس امنیت می كنیم و همچنین در مواقعی كه از چیزی می ترسیم عملی را با چنان قدرت بدنی و انرژی فوق العاده ای انجام می دهیم كه در حالت عادی هرگز نمی توانیم آن را تكرار كنیم . بی شك ترس عامل این انرژی عظیم است )

غم : با درون خود آشتی كرده و با مردم بار دیگر ارتباط برقرار می كنیم . ( در مواقعی كه نیاز به صحبت و هم دلی و درد دل كردن با دیگران داریم )

و همانگونه كه اشاره شد احساسات دیگر ناشی از تركیب یا تجزیه این سه احساس بوجود می آیند . برای مثال :

حسادت = ترس + عصبانیت

نا امیدی = ترس + غم


در مورد حسادت می شود كسی را مثال زد كه می بیند یكی از دوستانش در كاری پیشرفت فراوانی كرده ولی او هنوز در جا می زند . ابتدا احساس عصبانیت بر او غلبه می كند سپس گران عقب افتادگی احتمالی خود در آینده می شود و این نگرانی باعث بروز احساس ترس در او می گردد در نتیجه به آن شخص حسادت می ورزد . پس در می یابیم كه احساسات ما پیوسته نیاز به یك مدیریت آگاهانه و كنترل كننده دارند كه آن را " مدیریت احساس "‌ گویند .

یك مثال :‌ یكی از گواراترین و بهترین چیزها در جهان كه قطره قطره آن لبان تشنه كامان را طراوت می بخشد و حیات دوباره ای به آنها می دهد ، آب است . حال تصور كنیدسیل هولناكی در یك منطقه چه فاجعه ای می تواند به بار بیاورد . ممكن است صدها انسان جان ها و خانه هایشان را از دست دهند .

حال یك سوال ؛ چه فرقی بین آن سیل هولناك و آن قطره قطره آب زلال وجود دارد ؟ جواب این سوال یك كلمه است ؛ " تربیت " . آب از سد راه افتاده طی مراحی مدیریت می شود وبعد از تصفیه با ترتیب و تربیت خاص در لوله های آب سرازیر می شوند . حال آنكه سیل افسار گسیخته بدون هیچ تربیت و مدیریتی فقط همه چیز را نابود می كند .

احساسات و غرایز ما نیز این گونه هستند ،‌ اگر مدیریت شوند موجب تعالی روحمان و سلامت جسم مان می گردند و اگر مدیریت نشوند شهر وجودمان را متلاشی می كنند .

اما چگونه آزردگی ها را تحمل كنیم ؟

بشنوید از دكتر شریعتی :

خدایا اندیشه و احساس مرا در سطحی پایین میار كه زرنگی های حقیر و پستی های نكبت بار و پلید این شبه آدم های اندك را متوجه شوم چرا كه دوست تر می دارم ؛‌ بزرگواری گول خور باشم نه اینكه چون ایشان كوچكواری گول زن .

حال با توجه به این گفته ها اگر دیگران دفتر زندگی مان را خطی به خطا كشیدند چه كنیم ؟ این خطوط را می بایست با پاك كن اغماض پاك كنیم .

یك واژه وجود دارد كه كاربرد آن در برخورد اولیه ما با اطرافیان و مردمی كه از بیماری های حسادت ،‌ كینه و غرض و امثال آن رنج می برند و باعث آزار ما می شودند ، بسیار كارساز است و آن واژه همان اغماض است .

براستی اگر دل مان را خانه تكانی كنیم و با دیده اغماض به انسان های پیرامون خویش بنگریم ،‌ آنگاه كینه از باغچه دل مان خواهد رفت و اگر كینه ای وجود نداشته باشد آنگاه محبت با شوقی لبریز از عشق در محراب دل مان به نماز خواهد ایستاد . عارفی گفته اند " محبت آن است كه بكویی زیادت نشود و به جفا نقصان نیابد "‌ و به واقع اگر اینگونه باشیم جایگاه ما ، در دل همه اطرافیان مان خواهد بود .

قصه ای بشنویم از مولانا

شخصی به باغ زیبایی می رود و یك گل سرخ كه شبنمی بر آن نشسته و رنگ و بوی دل انگیزی دارد نظرش را جلب می كند . دستش را به سمت آن می برد تا بتواند آنرا لمس كند كه به ناگاه تیغی دستش را می خراشد . با حیرت می پرسد : خدایا این همه لطافت و زیبایی را آفریدی و در كنارش این تیغ تیز و سخت را گذاشتی ؛ علت این همه بی سلیقگی چیست ؟‌ باغبان هستی به او جواب می دهد " اگر این تیغ نباشد ، تو هرگز به لطافت و نرمی گلبرگ های گل سرخ پی نخواهی برد و شكرگزار این همه زیبایی نخواهی شد زیرا خلقت جهان جمله اضداد است ! "

حال اگر به هستی همچون باغی و به انسان ها همچون گل های آن باغ نگاه كنیم ، با گل های مختلفی مواجه می شویم ، گل های خوشبو و خوشرنگ كه تیغ هم دارند و گلهایی كه اساسا نه رنگ و بویی دارند و نه تیغی .

به یاد داشته باشیم هر گاه به كسی كه به نوعی درباره ما بدی روا داشته خوب نگاه كنیم ؛ فرشته ای را می بینیم كه در وجودش سقوط كرده است . آنچنان كه وجود شیطان طعم شكرین حضور خداوند را در كام بندگان می چشاند ،‌ حضور آدم های كاكتوسی نیز شناخت قدر و قیمت انسان های خوب است و از آنجا كه هر كس در این دنیا وظیفه ای بر دوش دارد ،‌ آدم های كاكتوسی وظیفه تلخ تری دارند و محبت كردن به آنها ضروری تر است زیرا آنها گل صورتان تیغ سیرتی هستند كه آمده اند تا با تیغ های حضورشان انسان هایی كه رنگ و بوی گل مریم را دارند بهتر بشناسیم و اگر به دیده وحدت به هستی نگاه كنیم هر یك از انسان ها برایمان نشانه ای از حضور خدا هستند كه اگر خدا را دوست داشته باشیم ،‌طبعا ساخته های دست او را هم دوست داشته و به آنها مهر می ورزیم .

اما از مهر ورزی و خوب بودن حرف به میان آمد . ویژگی های خوب بودن دو چیز می باشند :

محبت كردن بی بهانه به دیگران

بدیهای دیگران را فراموش كردن

بشنوید حكایت ابوسعید را در حمام :

روزی دلاك كیسه كشی در حمام مشغول كیسه كشی ابوسعید ابوالخیر بود و چرك های دست او را در بالای بازویش جمع می كرد و در حین این كار از ابوسعید پرسید ای شیخ در یك كلام بگو جوانمردی یعنی چه ؟ ابوسعید نگاهی به چرك هایی كه دلاك روی بازویش جمع كرده بود انداخت و گفت : جوانمرد آن است كه چرك را به روی یار نیاورد

اكنون می دانیم مدیریت احساس در آرامش روحی و روانی ما چقدر می تواند تاثیر مثبت بگذارد پس به امید خدا از آن دسته از آدم هایی شویم كه هر لحظه از زندگی شان را در كنترل خود دارند و هرگز به هیچ یك از احساسات و عواطف خود اجازه نمی دهند افسار گسیخته بتازد .

حال یك پیشنهاد خوب :

هر عمل خود را یك نامه بدانید و هر انسان را یك صندوق پست به مقصد خداوند . حال كمی فكر كنید و مسیر و روند عمل خود را در ذهن تصور كنید . آیا باز هم می توانید عمل ناشایستی را در حق كسی روا دارید اگر هر عمل ما نامه ای باشد كه به حضور خداوند می رسد ؟

شما چه فكر می كنید ؟

تا كنون برایتان پیش آمده احساسی كه یكباره وجودتان را فرا گرفته بدون تامل حرف زده باشید ؟

آیا این كار موجب پشیمانی شما در آینده نگشته است ؟

آیا قرص اغماض در لیست داروهای مصرفی شما قرار دارد ؟

آیا برایتان پیش آمده بدی های كس دیگری را به هیچ نوع پاسخ ندهید ؟

آیا این كار باعث شادی شما نگشته است ؟

 

منبع: کتاب لطفاْ گوسفند نباشید




طبقه بندی: مطالب مفید وکاربردی در زندگی،  سخنان زیبا،  گوهر وجود،  رازهای زندگی، 
برچسب ها: مدیریت احساس،  

  • قالب وبلاگ | بلاگ اسکای | ایران موزه